تبلیغات
GAMES
game god 2014

اسلایدر

درباره وبلاگ

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

رنک الکسا

کد نمایش آب و هوا کد نمایش آب و هوا

مترجم سایت

مترجم سایت



دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

آپلود عكس

آپلود عكس

دریافت كد بازی آنلاین تصادفی

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

کد جست و جوی گوگل

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

ابزار گوگل پلاس

کد گوگل پلاس پیچک

تماس با ما

کد تماس با ما

سایت خدماتی بیست تولز

تبادل امار و ترافیک رایگان

Online User
Admin Logo
themebox

GameTop100.Ir
Online User

W E L C O M E TO   GAMELAST                            



نوشته شده توسط :arash arbabi
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391-04:37 ب.ظ

جنگ بین طرفدارای این دو کنسول این روزها با عرضه شدن پی اس 4 بالا گرفته.

پی اس 4 از سخت افزار بهتری بهره منده و تعدادعناوین انحصاریه بیشتری داره.از طرفی ایکس باکس وان با اینکه عناوینش کمتره ولی از پی اس 4 سرتره . همچنین ایکس باکس وان 100 دلار گرونتر از رقیبش هستش ولی این 100 دلار به خاطر دستگاه کینکت هستش که در بسته ی ایکس باکس عرضه میشه هم چنین دسته ی پی اس 4 از قبلیت لمسی بودن برخورداره و لی دسته ی ایکس باکس وان این قابلیت رو داره که اگر به مدت طولانی در دستتون باشه شما احساس خسته نمی کنید



نوشته شده توسط :arash arbabi
دوشنبه 11 آذر 1392-10:52 ق.ظ

خدمت شما هستیم با نگاهی به بازی Watch Dogs که یکی از بازی های شرکت یوبی سافت است که در آینده ای نزدیک همه بازی دوستان را متحیر خواهد کرد بازی که حتی از بازی بتیفیلد ۳ گرافیکی تر است امیدوارم این نقد از بازی مورد توجه علاقه مند قرار بگیرد پس با ما همراه باشید

نگاهی به بازی Watch Dogs
نام بازی : Watch Dogs
ناشر : Ubisoft
سازنده : Ubisoft Montreal
پلتفورم ها : X-360 , PS3 , Microsoft Windows
سبک :
.Action-adventure , open world                                                                                       در صنعت بازی مهمترین اصل برای یک شرکت ادامه دادن فرانچایز ها و سری بازی های موفقشان محسوب می شود و کمتر شرکتی به فکر خلق و ارائه ی یک IP جدید می افتد.در واقع کمتر استدیو ی بازیسازی پیدا می شود که به فکر خلق IP هایی جدید باشد.شاید تنها این شرکت یوبی سافت باشد که در این مدت نشان داده علاقه ی فراوانی در ساخت IP های جدید دارد.در E3 سال جاری میلادی که تمامی شرکت های بزرگ کنسول سازی (شرکت های سه گانه ی نینتندو , مایکروسافت و سونی)نمایش های ضعیفی را ارائه کردند و بسیاری از بازیبازان و طرفداران خود را ناامید کردند این شرکت یوبی سافت بود که IP جدید خود را با نام Watch Dogs معرفی کرد و توانست نظر بسیاری از بازیبازان را به خود جلب کند.استدیو ی مونترال این شرکت پس از ساخت چندین عنوان در سری بازی پرفروش و مشهور Assassin’sCreed حال رو به خلق یک IP جدید اورده است.در هنگام معرفی این بازی در کنفرانس مطبوعاتی شرکت یوبی سافت سکوت معنی داری همه جا را فرا گرفته بود و صدا ها و فریاد های بعد از ان هاکی از ارزشمند بودن این عنوان در نظر مردم می داد.به نظر می رسد که مردم از دیدن یک عنوان کاملا متفاوت خوشحال هستند و دیدن اسپین اف ها و ادامه هایی تکراری ان ها را خسته کرده است.ساخت یک بازی جدید در ژانر open world و ماجراجویی و ترکیب ان با تکنولوژی روز موجود در اینده ی بشر می تواند همگی نوید یک تجربه ی بسیار نو و تازه را به ما بدهند.دنیایی که در ان همه چیز از طریق یک شبکه ی انلاین اجتماعی بزرگ به هم مرتبط است و تمامی کار هایی که در یک شبکه ی اجتماعی واقعی ممکن است نیز در ان وجود داشته باشد.با توجه به اینکه استدیو ی مونترال در گذشته تجربه ی خلق و ساخت عناوین بسیار بزرگی را بر عهده داشته و در حال حاضر جزء بزگترین استدیو های شرکت یوبی سافت شناخته می شود انتظارات از این بازی بالا رفته است.شاید این تنها دلیل بالا بودن انتظارات ما از این بازی نباشد و دلیل دیگرش نمایش های بی نظیر و گرافیک عالی این بازی باشد که طبق اعلام شرکت یوبی سافت با یک PC بسیار قدرتمند توانایی اجرای تریلر ان در E3 فراهم شده است.جالب تر از این مسئله این است که قرار است این بازی برای کنسول هاین نسل حاضر عرضه بشود!این یعنی شاید بالاترین گرافیک ممکن بر روی کنسول های نسل هفتم!وجود المان هایی بسیار نو از جمله ورود یک بازی باز در وسط بازی به ان و همچنین هک کردن تمامی سیستم های موجود در بازی که به شبکه متصل هستند همگی صحه ای بر بزرگی و زیبایی این بازی محسوب می شوند.این بازی قرار است در سال اینده ی میلادی در بازار جهانی برای پلتفورم های PS3 و x360 و PC عرضه شود.در مقاله ای که در دست شماست به بررسی انچه در E3 و بعد از ان به نمایش در امد و درباره اش صحبت شد خواهیم پرداخت.تا پایان مقاله با ما همراه باشید.در ابتدا معرفی کوتاهی از استدیو ی مونترال شرکت یوبی سافت که با توجه به انچه در بالا تر گفته شد به عنوان یکی از بزرگترین استدیو های یوبی سافت محسوب می شود خواهیم داشت.

استدیو ی بازی سازی مونترال شرکت یوبی سافت در سال ۱۹۹۷ توسط این شرکت فرانسوی در کشور کانادا با بودجه ی دولت تاسیس شد.تاریخ تاسیس این استدیو ی بازیسازی به اوایل دهه ی نود بر می گردد که صنایع اشتغال زا در منطقه ی مونترال بسیار در رکود به سر می برد.ان ها می خواستند که این منطقه به مرکزی برای مدیا و تکنولوژی تبدیل بشود.در همان هنگام شرکت یوبی سافت قصد داشت که در امریکای شمالی استدیو ای تاسیس کند و وارد ان بخش بشود.ان ها ابتدا قصد داشتند که شعبه ی جدید خود را در Brunswick بگشایند.مسئولان منطقه ی مونترال تصمیم گرفتند تا دولت را مجبور سازند که این استدیو در مونترال تاسیس بشود.قرار داده بسته شده بین دولت و مسئولان مونترال و شرکت یوبی سافت بدین گونه بود که به ازای هر کارمندی که در این استدیو ی بازی سازی استخدام می کنند ان ها مبلغ ۲۵ هزار دلار را به این شرکت فرانسوی بپرداند.


البته این قرار داد اجرایی نشد و توسط دولت کانادا مورد توجه قرار نگرفت زیرا ان دولت معتقد بود که این عمل بودجه ی زیادی را طلب می کند.پس از موفقیت چشم گیر مدیا و تکنولوژی دولت و مسئولان ان منطقه به اشتباه خود پی بردند و تصمیم گرفتند تا نقشه ی Mercure (در بالاتر درباره اش توضیح داده شد) را عملی کنند.البته با این تفاوت که در مدت ۵ سال ۵۰۰ فرصت شغلی ایجاد کنند و به ازای هر شغل مبلغ ۱۵۰۰۰ دلار نیز به شرکت یوبی سافت پرداخت نمایند.بعد از این شرکت بازیسازی مسئولان ان منطقه تصمیم گرفتند تا شرکت های دیگر را نیز جذب نمایند و زان پس شرکت های بازیسازی دیگری همچون EA, Eidos, THQ, Warner Bros استدیو هایی را در ان منطقه از کشور کانادا تاسیس کردند.در اوایل کار این استدیو ان ها بازی هایی با مضامین کودکانه همچون Donald_Duck را می ساختند ولی این امر در سال ۲۰۰۲ و با عرضه ی بازی Splinter Cellاز سری Tom Clancy تغییر کرد.این بازی توانست امتیازات بسیار خوبی را کسب کند و حتی از نگاه IGN به عنوان بهترین بازی سال ۲۰۰۲ بر روی کنسول XBOX معرفی شد.دولت کانادا به شرکت یوبی سافت در سال ۲۰۰۵ حدود ۵ میلیون دلار پرداخت تا این استدیو ی بازی سازی را گسترش دهد.البته این مبلغ بعد ها به ۱۹ میلیون دلار افزایش پیدا کرد تا ۱۴۰۰ شغل جدید در این استدیو ی بازیسازی تا به سال ۲۰۱۳ ایجاد شود و این استدیو به بزرگترین استدیو ی بازی سازی تبدیل بشود.ایت استدیو بازی های بسیار بزرگی همچون سری AC و Splinter Cell را در کارنامه داشته و در سال ۲۰۱۲ نیز می خواهد نسخه ی سوم سری بازی های FarCry و AC را بسازد.


هسته ی اصلی گیم پلی این بازی بر استفاده و بهره بردن از یک جامعه ی انلاین بزرگ و قابل هک که توسط شرکت های بسیار بزرگ از طریق Central Operating System کنترل می شود قرار دارد. CTOS دو مقوله ی مشخص و بسیار مهم را برای همه مشخص می کند : “چیزی که تو فکر میکنی,چیزی که تو باور داری.”همانطور که افراد بیش از بیش در این جهان وابسته به دستگاه های متصل به CTOS (از جمله موبایل ها و تبلت ها و تمام دستگاه هایی که به اینترنت دسترسی دارند) می شوند داده های تولید شده , قرار داده شده و تغییریافته در این سیستم توسط کاربران نیز زیاد تر می شوند.این سیستم به طور کامل قابلیت کنترل نوع رفتار فرد استفاده کننده از ان را دارا می باشد بنابرین شرکت های بزرگ بیش از پیش بر روی اعمال مردم نظارت می کنند.اما به هر حال هر سیستم عاملی نقطه ضعفی دارد و از ان طریق نیز اشخاص ان را هک می کنند و از ان برای استفاده ی خود بهره می برند.تمامی این تکات ذکر شده درباره ی این بازی به تنهایی می توانند موضوع بسیار خوبی برای یک رمان و کتاب علمی تخیلی باشند.حال حساب کنید در قالب یک بازی که در دسته ی سرگرمی های فعال قرار می گیرد ارائه بشود!واقعا می تواند تجربه ی جالبی از کار در بیاید.شرکت یوبی سافت بعد از نمایش دموی مربوط به این بازی اعلام کرد هر دستگاهی که به این سرویس متصل باشد قابل هک نیز خواهد بود!با توجه به اینکه ژانر بازی OPEN WORLD است بنابرین می توان انتظار ازادی عمل بسیاری در هک کردن دستگاه های موجود در بازی باشیم.حساب کنید که شما کنترل ماهواره ها را از طریق هک بر عهده گرفته اید.حال می توانید چراغ های راهنمای موجود در شهرتان را کنترل کنید.بنابرین نیاز نیست تا برای متوقف ساختن دشمنتان یا از بین بردنش خودتان به طور مستقیم وارد عمل بشوید.کافیست چراغ های راهنما را به گونه ای دستکاری کنید که باعث تصادف دشمنتان و در نهایت مرگش بشوید.واقعا تجربه ای نو و جذاب خواهد بود.شخصیت اصلی بازی فردی به نام Aiden Pierceاست

ایشان با انتخاب یکی از دستگاه های متصل به سیستم(در محیط مشخص هستند)و فشردن یک دکمه وارد ان می شود.(تغییر بسیار مثبتی در سرعت هک کردن پدید امده مخصوصا نسبت به مینی گیم هایی که عضو اصلی مکانیک هک کردن بازی های امروزی هستند.)البته همه ی هک کردن ها تماما به فشردن یک دکمه خلاصه نمی شوند و بعضی از ان ها تلاش و عمل بیشتری را از بازیباز طلب می کنند.وقتی بازیبازان کنترل این وسیله ی متصل به CTOS را در دست گرفتند می توانند برای مثال به تلفن های خصوصی گوش فرا دهند یا اینکه دوربین های مخفی موجود در سرتاسر شهر را کنترل نمایند.شرکت یوبی سافت همچنین اعلام کرد بازیبازان بدون نیاز به pause (متوقف کردن بازی)و با استفاده از دستگاه هایی همچون موبایل و تبلت می توانند به اطلاعات درباره ی کارکتر های مهم موجود در بازی دسترسی پیدا بکنند.علاوه بر این این دستگاه ها قابلیت اسکن کردن مناطق موجود در بازی را به طور Real Time به بازیباز می دهد و تمام دشمنان و کارکتر های موجود در بازی را برای بازیباز مشخص می کنند.علاوه بر این شما بدین وسیله می توانید از مکان دوستان بخش چند نفره ی خود نیز آگاه شوید.با توجه به همچین امکانات ارتباطی در بازی احتمالا قابلیت ماموریت دادن و حتی قرار گذاشتن با دوستان خود را خواهید داشت.با توجه به این گفته ها به نظر می رسد ما می توانیم انتظار یک بخش چن نفره انلاین بسیار خاص و پر از ایده هایی نو باشیم.بخش مبارزات موجود در بازی نیز به دو بخش مخفی کاری و شوتر سوم شخص با قابلیت سنگر گیری تقسیم می شود.شما در ابتدا می بایست شخص مورد نظر و دشمن مورد نظرتان را پیدا کنید و سپس دو راه برای نابودی ان دارید.اول با مخفی کاری و دستکاری وسایل متصل به سیستم مرکزی و دوم نیز با اغاز یک مبارزه ی پر از هرج و مرج در قالب شوتر سوم شخص.در دموی نشان داده توسط شرکت یوبی سافت قابلیت بازی به صورت co-op نیز به نمایش در امد که در این حالت یک بازیباز ثانویه برای کمک به شما به بازی اضافه می شود و وظیفه اش حفاظت از شما و کمک به شما برای به پایان بردن ماموریتتان است.مشخصا سنگر گیری یکی از عناصر اصلی بخش شوتر سوم شخص این سری بازی محسوب می شود.همانطور که می دانید در ۹۹ درصد شوتر های سوم شخص امروزی قابلیت سنگر گیری وجود دارد.حتی بازی Max Peyne 3 نیز مستثنی نشد و در این بازی نیز سنگر گیری به یکی از مهمترین راه ها برای عبور از مراحل وجود دارد.به هر حال باید منتظر نمایش بیشتری از این بازی ماند زیرا هنوز اطلاعات زیادی درباره ی قابلیت های موجود در گیم پلی بازی به طور کامل در دسترس نیست.


در بالاتر درباره ی نحوه ی استفاده از موبایل و یا هک کردن توضیحاتی داده شد.سازندگان این بازی گفته اند : “بر عکس بازی های دیگر که موبایل تنها وسیله ای برای بازی های جانبی و یا بسیار کم استفاده محسوب می شود در این بازی شما بوسیله ی یک موبایل می توانید به تمام شهر و وسایل الکترونیکی موجود در ان دسترسی پیدا بکنید.”ایده ی John [Morin] نیز بسیار درباره ی این بازی جالب است.ایشان معتقدند : ” این بازی باید کمتر شبیه به فیلم های Michael Bay و بیشتر شبیه به فیلم های Michael Mann باشد.علاوه بر این بازی باید کمتر شبیه به فیلم Transformers و بیشتر شبیه به فیلم Heat باشد.”سازندگان این بازی توضیحاتی درباره ی کنترل کردن شبکه نیز داده اند : “چراغ راهنمایی که توسط شما کنترل می شود نمونه ی بارز خلق کنترل عظیم بر روی کل منطقه ی بازی محسوب می شود.


شما با کنترل شبکه می توانید یک شهر به بزرگی شیکاگو را نیز کنترل بکنید.” Guayاز استدیو ی مونترال یوبی سافت خاطر نشان کرد : “ما نمی خواهیم مراحل و objective های مشخصی در بازی وجود داشته باشد.شما در حین قدم زدن در خیابان های شهر می توانید با اسکن کردن شبکه و بدست اوردن اطلاعات درباره ی افراد مختلف خودتان به انجام مرحله ی دلخواه خود بپردازید!برای مثال فردی برای تعدادی جرم مختلف تحت تعقیب هست را شناسایی می کنید و سپس ان را پیدا میکنید.حال می توانید انتخاب کنید که با سلاح به مبارزه با او بپردازید یا اینکه او را تعقیب کنید.این ویژگی اصلی این بازیست.بازیبازان شانس های مختلفی خواهند داشت.چیزی که برای ما مهم هست تبدیل به دنیای اطلاعات این بازی به یک دنیای جالب و شگفت انگیز است تا تبدیل ان به اطلاعات بی ارزش.انچیزی که در دموی بازی به نمایش درامد تنها مربوط به خیابان های شیکاگو می شد ولی شما راه هایی بسیار دور تر را نیز می توانید بروید.به هر حال وجود اتوموبیل هایی با سرعتی برابر ۱۸۰ کیلومتر بر ساعت در خیابان های بسته و محدود شیکاگو بی معنی می باشد.

داستان این بازی همانطور که در بالاتر گفته شد حول کارکتر Aiden Pierce و در جهانی که استفاده ی از تکنولوژی و دستگاه های به روز بسیار بیشتر شده است, جریان دارد.شما در این بازی وظیفه دارید که بفهمید چه کسی در حقیقت این کامپیوتر ها و شبکه را کنترل می کند.این بازی در شهر شیکاگو جریان دارد و جزء شهر هایست که دارای ابررایانه هایی با نام Central Operating System (ctOS ) است.این سیستم که دربالاتر گفته شد تمامی وسایل متصل به اینترنت را در درون شهر کنترل می کند و اطلاعات بسیاری را درباره ی افراد موجود در ان شهر را برای انجام کار های گوناگون جمع اوری می کند.در دمویی که در نمایشگاه E3 به نمایش درامد ضد قهرمان بازی ما قصد کشتن Joseph DeMarco که برای چندین قتل مقصر بود را داشت.یوبی سافت اطلاعات چندانی از داستان بازی در اختیار ما قرار نداده است و ما می بایست تا به انتشار اطلاعات بیشتر سر کنیم.علاوه بر داستان بازی بخش دیگری که مورد توجه بازیبازان قرار گرفت گرافیک فنی و هنری این بازی بود.تمامی چشم ها به این بخش از بازی دوخته شده بود!با اینکه شرکت یوبی سافت اعلام کرد که این بازی را به وسیله ی یک کامپیوتر HIGH END اجرا کرده بود ولی اندکی بعد اعلام کرد که این بازی را می خواهند برای کنسول ها نیز عرضه کنند!ان هم کنسول های این نسل!با توجه به انچه به نمایش درامد نباید انتظار داشت که بازی یکسانی را بر روی PC و کنسول ها شاهد باشیم!

نکته ی جالب توجه دیگر که از بسیاری ان را در ذهن داشتند این بود که ایا احتمال دارد این بازی برای کنسول های نسل بعد نیز عرضه بشوند؟سوال منطقی و بجایی محسوب می شود زیرا به هر حال با انچه در E3 نمایش داده شد این بازی پتانسیل ان را دارد که حتی بر روی کنسول های نسل بعد هم عرضه بشود.سازندگان این بازی نیز همینگونه فکر می کنند.هنگامی که این سوال از ان ها پرسیده شد ان ها در پاسخ گفتند : “کنسول های نسل بعد؟امکانش در اینده مشخص خواهد شد”.به هر حال این بازی زیبا قرار است در سال ۲۰۱۳ (به احتمال زیاد سالی که GTA V سلطان ژانر OPEN WORLD عرضه می شود) عرضه شود بنابراین می بایست خود را آماده ی رویارویی سختی با رقیب سرسخت و قدیمی خود بکند.



نوشته شده توسط :arash arbabi
پنجشنبه 7 آذر 1392-05:32 ب.ظ

ادوارد کنوی (Edward Kenway) شبیه هیچ کدام از شخصیت های اصلی نسخه های قبلی نیست. آنها به دنبال اهداف معنوی نظیر عدالت، آزادی و یا انتقام بودند ولی انگیزه اصلی ادوارد محسوس تر از این حرف هاست. او به دنبال پول است، هرچقدر بیشتر، بهتر! حتما شعار معروف این سری را به یاد دارید که می گوید: «هیچ چیز مطلق نیست؛ همه چیز ممکن است»، به نظر می رسد نسخه چهارم بیشتر به سمت قسمت دوم این جمله تمایل دارد زیرا شخصیت اصلی آن بنا به میل و اراده خود در محیط بازی می گردد و آدم می کشد. علاقه وافر ادوارد به زندگی خود و دزد دریایی بودن و صدالبته پولی که از این طریق نصیبش می شود باعث شده یک ماجراجویی بین اقیانوسی منحصر به فردتر نسبت به نسخه های قبلی پدید آید. این علاقه Ubisoft Montreal، سازنده بازی، باعث شده محصول نهایی به جای اینکه نسخه بهبود یافته شماره های قبلی و با همان فرمول ها باشد بیشتر شبیه یک تجربه متفاوت از این سری است.

در Assassin’s Creed IV: Black Flag برج های کلیساها و بیابان های وسیع جای خود را به کلبه های جنگلی و آب های آزاد داده اند. این محیط های جدید که هنوز هم پر هستند از اشارات تاریخی و مناطق مرموز در دریاهای منطقه West Indies، کاملا با رویه این سری سازگارند. کشتی سواری های نسخه سوم دوباره بازگشته اند اما با این تفاوت که به جای استفاده از آن ها در ماموریت های فرعی، تبدیل شده اند به مکانیزم اصلی بازی. تقریبا هر کاری که در بازی انجام دهید، از پیدا کردن گنج ها گرفته تا حمله به محموله های دریایی و غارت انبارخانه ها باعث به دست آوردن پول خواهد شد که می توان از این پول ها برای ارتقا دادن کشتی مخصوص ادوارد، Jackdaw استفاده کرد. با ارتقا دادن این کشتی، این امکان فراهم می شود که به مناطق خطرناک تر و در عین حال پر پتانسیل تر سر بزنید، چیزهای بیشتری را غارت کنید و دوباره با استفاده از آنها امکانات بیشتری برای کشتی مخصوص خود آزاد کنید. این حلقه باعث می شود تا انتهای بازی بخواهید مناطق مختلف و گوشه و کنار های نقشه بزرگ بازی را بگردید و مطمئن باشید که در هر کدام از این مناطق چیز جدید نصیبتان خواهد شد. بی پروا حمله کردن به سمت کشتی دشمن وقتی که پشت فرمان Jackdaw باشید آن هم با زره های قدرتمند و چندین توپ جنگی روی عرشه آنقدر لذت بخش است که باعث می شود این همه سختی و تلاش ارزشش را داشته باشد.

به همان اندازه که قوی تر کردن کشتی لذت بخش است، این امیدواری وجود داشت که راه های بیشتری برای به دست آوردن منابع لازم برای ارتقای کشتی در نظر گرفته شود. از نظر پولی مشکلی وجود ندارد ولی برای آپگرید کردن کشتی نیاز به مواد دیگر نظیر پارچه، فلز و چوب هم هست و از آنجا که نمی شود این مواد را با پول خرید مجبورید برای به دست آوردن آنها به کشتی های دیگر افراد در دریا حمله کنید و وارد عرشه آنها شوید (با منهدم کردن آنها نمیتوان این مواد را به دست آورد). مشکل اصلی اینجاست که این پروسه خیلی زود تکراری می شود. از اول تا آخر بازی احتمال دارد حتی به نزدیک به ۱۰۰ کشتی حمله کرده و وارد عرشه آنها شوید و هر دفعه هم همان کارهای قبلی را بکنید. این کارها زمان بر و خسته کننده و در عین حال برای ارتقای کشتی و افزایش احتمال پیروزی در برابر مبارزات سخت تر، ضروری هستند.

کنترل کشتی نسبت به نسخه سوم پیشرفت چشمگیری کرده است. این تغییرات باعث شده اند تا راحت تر بتوان در برابر حملات کشتی های مهاجم عکس العمل نشان داد. همچنین سلاحی که شما از آن استفاده می کنید به همان سمتی شلیک خواهد شد که دوربین به آن سمت است. یعنی اگر دوربین را در راستای کناره های کشتی تنظیم کنید، توپ های جنگی کنار کشتی شلیک خواهند کرد و در طرف دیگر اگر دوربین را به عقب بگیرید توپ های جنگی عقب کشتی استفاده خواهند شد. این سیستم وقتی با یک یا دو کشتی رو به رو باشید به خوبی عمل می کنند ولی وقتی چندین کشتی همزمان حمله کنند کار سخت تر می شود. از آنجایی که نمی توان به یک سمت حمله و همزمان به سمت دیگر نگاه کرد، داشتن دید کلی نسبت به مبارزه در حال وقوع سخت می شود. برای مثال شلیک کردن به سمت یک قلعه و در عین حال دور نگه داشتن کشتی های مهاجم یا تلاش برای زنده ماندن در طوفان سهمگین خیلی زود همه چیز را به هم می ریزد. خوشبختانه مثالی که زده شد خیلی کم اتفاق می افتد و بیشتر وقتتان را مشغول گشت و گذار آزادانه در دریای بی کران و نابود کردن کشتی های نگون بختی که در مسیرتان قرار می گیرند، خواهید بود.

وقتی پا روی خشکی بگذارید کم کم همه چیز برایتان آشناتر می شود. ادوارد هم می پرد، چاقو می کشد و مانند دیگر اجدادش شلیک می کند. او اشیای مختلفی را که در سرتاسر جزیره پخش شده جمع آوری می کند، ماموریت های فرعی انجام می دهد (یادتان باشد ۵ مرحله “Templar Hunts” را حتما انجام دهید و زره جالبی که بعد از آن آزاد می شود را استفاده کنید) و آیتم ها و لباس های جدید می سازد. این المان های جواب پس داده این سری هنوز هم سرگرم کننده هستند و شاید هم شما نسبت به نسخه های قبلی بیش از پیش برای انجام مرحله اصلی بعدی دنبال بهانه باشید. وقتی صحبت از تنوع به میان بیاید باید بگوییم که Black Flag یک نا امیدی کامل است؛ مراحل اصلی همگی شبیه هم هستند و مراحلی که در آنها باید دنبال یک گارد بروید و یا مکالمه بین افراد مختلف را استراق سمع کنید به وفور یافت می شوند. البته مراحلی هم هستند که سناریوها و قتل های لذت بخش در آنها دیده می شود ولی این مراحل در برابر دیگر مراحلی که روی مخفی کاری نه چندان کار آمد تمرکز دارند، خیلی کم شمارند.

داستان بازی هم وضع بهتری نسبت به مراحلش ندارد. علاقه وافر ادوارد به پول و نداشتن یک اعتقاد راسخ همگی جزوی از ساختار شخصیتی او هستند اما این ویژگی ها باعث می شوند پلات داستانی بازی مسیر معینی نداشته باشد و به طور تصادفی در سرتاسر بازی جا به جا شود. به غیر از هدف ادوارد در پیدا کردن منطقه ی باستانی به نام Observatory، او هیچ وفاداری، هدف و یا دشمن خوب شخصیت پردازی شده ای ندارد. دوستانش در یک مرحله ممکن است دشمن او در مرحله ای دیگر شوند اما این تغییر شخصیت ها ضعیف هستند و چندان دلیل راضی کننده ای پشت آنها نیست. تنها تعداد کمی از نقش های پشتیبان به اندازه کافی شخصیت پردازی می شوند که در این بین شخصیت ریش سیاه (Blackbeard) نسبت به بقیه جذاب تر است. این مسئله باعث می شود با خود فکر کنید که چرا باید به اتفاقاتی که روی می دهد اهمیت دهید

علاوه بر زندگی ادوارد در Animus، بعد از اتفاقات نسخه سوم زندگی در حال حاظر هم جریان دارد. شما نقش یک نفر آدم معمولی را بازی می کنید که توسط شرکت Abstergo Entertainment استخدام شده است. اما مسئله اینجاست که این بخش های بازی چندان داستان را جلو نمی برند و نباید انتظار زیادی از این قسمت ها داشته باشید. گیم پلی این بخش بدتر هم هست، شما از نمای اول شخص در دفتر کار خود این طرف و آن طرف می روید و اکثر مواقع مشغول انجام مینی گیم های نیمه کاره هستید. خوشبختانه بیشتر این مینی گیم ها انتخابی هستند و مجبور نیستید که آنها را انجام دهید. به طور کلی چیزی که در این بخش ها بیشتر به آن توجه خواهید کرد این خواهد بود که هرچه زود تر دوباره به Animus برگردید و کنترل ادوارد را برعهده بگیرید.

به غیر از مشکلاتی که ممکن است با راه هایی که روی زمین برای راهنمایی شما گذاشته شده اند داشته باشید، در کل Black Flag وقتی که به غریزه خود اعتماد کنید و بگذارید که این غریزه شما را راهنمایی کند بسیار لذت بخش تر خواهد بود. چه بخواهید حیوانی را شکار کنید یا آثار باستانی مایایی ها را پیدا کنید، در بازی چنین فعالت های مختلفی وجود دارد که بازیکنان علاقه مند می توانند همه آنها را جدا از خط داستانی انجام دهند. به سختی پیش می آید که بخواهید از یک فعالیت این چنینی به سمت فعالیت دیگری بروید و چیز دیگری این وسط توجه شما را به خود جلب نکند. درست است که مانند نسخه های قبلی دیگر برای خود امپراتوری نخواهید ساخت که هر از چند گاهی سودش به حسابتان پرداخت شود ولی به هر حال دنبال منابع کسب پول رفتن هنوز هم لذت بخش و کارآمد است.

علی رغم اینکه نبردها و سفرهای دریایی نقشی اساسی در قسمت تک نفره بازی ایفا می کنند، در بخش چند نفره خبری از نبردهای کشتی با کشتی نیست. به جای آن در Black Flag و در بخش چندنفره تجربه ای مشابه آنچه در نسخه سوم دیدیم گنجانده شده است. البته می توان چندین تغییر از جمله شخصیت ها و نقشه های جدید در آن یافت. نکته دیگر این است که می توانید Mode های دلخواه خود را ساخته و با دوستان خود به اشتراک بگذارید. این چیزهایی که قبلاً دیده ایم شاید برای طرفداران سرسخت بازی جالب به نظر بیاید ولی بخش چند نفره Black Flag برای افرادی که تازه به جمع بازیکنان این سری اضافه شده اند، جذاب نخواهد بود.





ادوارد به جای پشت بام خانه ها بیشتر از روی درختان حرکت می کند

بدون هیچ شک و شبهه ای، Black Flag در سخت افزار کنسولهای نسل بعد بسیار بهتر است. کارایی نسخه PS4 روان تر است، زمان بارگذاری مراحل کمتر است و حتی برخی جلوه های بصری هم در آن کیفیت بهتری دارد از جمله دودها و حرکت بادبان های کشتی. دو کنسول سونی یعنی PS3 و PS4 هم چند مرحله اختصاصی دارند که Aveline (شخصیت اصلی نسخه Assassin’s Creed III: Liberation برای Vita که سال پیش منتشر شد) نقش اصلی آن است. متاسفانه یوبی سافت این مراحل را برای نقد در اختیار منتقد ها قرار نداده است و به همین دلیل نمی توان در مورد کیفیت آن اظهار نظر کرد ولی به هر حال مراحلی هستند که نمی توانید آنها را در جای دیگری پیدا کنید.

در کل می توان گفت که Black Flag به طور قطع بهتر از Assassin’s Creed III است. بعضی از المان هایش به نظر می رسد مستقیماً به خاطر انتقاداتی که از نسخه سوم شده بود ساخته شده باشند. از جمله اینکه برخلاف نسخه قبل که مجبور بودید اول چند ساعتی مراحل آموزشی را سپری کنید، در این نسخه خیلی سریع کنترل ادوارد را برعهده خواهید گرفت. تعویض سلاح ها بلافاصله رخ می دهد که این به خاطر تغییر دکمه های دسته کنسول به d-pad است. همچنین مکان هایی که می توان به کمک آن ها جا به جایی سریع انجام داد هم بیشتر و بهتر شده اند. هرچند بعضی از مشکلات هنوز هم باقی مانده اند. از جمله مخفی کاری اعصاب خورد کن، باگ های متعدد و کارایی ضعیف (فریم ریت در نسخه های نسل فعلی پایین می آید). این مشکلات وقتی با داستان نه چندان لذت بخش و مراحل اصلی تکراری ترکیب می شوند، Black Flag را تبدیل به بازی ای می کنند که نتوانسته از پتانسیل خود به خوبی استفاده کند. هرچند سفر ادوارد همه اش با راحتی و گردش در آب ها سپری نمی شود ولی آب های مواج هم باعث غرق شدن کشتی اش نمی شوند.



نوشته شده توسط :arash arbabi
پنجشنبه 7 آذر 1392-05:10 ب.ظ

با عرض سلام وخسته نباشید به دوستان وبلاگ. ب دلیلی برخی از مشگلات شخصی وبلاگ چند ماه اپدیت نشود بود امیدوارم با تلاش و کمک و نظرات شما بتوانیم دوباره از اول شروع به کار کنم با تشکر

نوشته شده توسط :arash arbabi
پنجشنبه 7 آذر 1392-04:54 ب.ظ

امروز شایعاتی منتشر شده است که نشان می دهد عنوان Modern Warfare 4 قرار است در سال 2013 عرضه شود. این خبر در حالی منتشر شده است که Infinity Ward پیش از این ساخت این شماره را تکذیب کرده بود.طبق این اطلاعات شخصیت اصلی بازی یکی از جانبازان آمریکایی است که در اواسط 30 سالگی قرار دارد و نام مستعار او Ben Burke می باشد. همچنین اعلام شده است طی فلاش بکی در گذشته یکی از ماموریت های John "Soap” MacTavish را دنبال خواهیم کرد. این منبع اعلام کرده است که بازی در حال حاضر در مراحل صداگذاری و دوبله در یکی از استدیو های شهر لس آنجلس می باشد. این منبع پیش از این درباره ی عناوین Sleeping Dogs و Tomb Raider هم اطلاعاتی منتشر کرده بود که درست از آب در آمد.آخرین شماره ی از سری Call of Duty تحت نام Black Ops 2 چند روزی است که منتشر شده است و نمرات بالایی و فروش خارق العاده ای داشته است.

نوشته شده توسط :arash arbabi
یکشنبه 5 آذر 1391-10:19 ق.ظ

و یک قاتل است. به صورت قراردادی افراد مختلفی را می کشد. او در آزمایشگاه های مختلف رشد کرده و اکنون به فردی تبدیل شده که احساس را در کارش دخالت نمی دهد و در کمال خونسردی جان انسان ها را می گیرد. او فرشته سیاهپوش مرگی است که بی صدا می آید و بدون گذاشتن ردی از خودش، ناپدید می شود. او را با بارکدی که در پشت سرش قرار دارد می شناسیم. مأمور 47 به ظاهر یک مرد بسیار با شخصیت می آید، اما او اتفاقات زیادی را تجربه و سختی های زیادی را تحمل کرده است. ما شاهد سرگذشت او بوده ایم و می دانیم که 47 دست به چه کارهایی زده، اما ماجراهای او همچنان ادامه دارد. اینبار 47 به دنبال بخشش می گردد. او می خواهد در نسخه جدید سری بازی های Hitman، به شخص دیگری تبدیل شود تا مورد عفو قرار گیرد.

داستان

"47 عزیز، اگر این نامه را می خوانی، من مرده ام. تو مرا به جرم یک خیانتکار می کشی و تراویس (Travis) بازی را می برد، اما تو نباید بگذاری که آن دختر را هم ببرد. تشکیلات مخفی تراویس روی افراد مختلف، تحقیقات ژنتیکی انجام می دهند. کارهایی که سازمان از انجام آن ها باخبر نیست. ویکتوریا (Victoria) یک نمونه ارزشمند برای تراویس به حساب می آید. تو باید به ویکتوریا شانسی را بدهی که خودت هرگز نداشتی. از ویکتوریا محافظت کن و بنجامین تراویس را بکش!" در این نسخه از سری بازی های Hitman قرار است با جلوه دیگری از مأمور 47 آشنا شویم. در ابتدای بازی 47 مأمور می شود که همکار همیشگی اش، دایانا (Diana) را به جرم خیانت از بین ببرد.

او توسط سازمان و به دستور بنجامین تراویس مأمور می شود تا به محلی که دایانا در آن حضور دارد، نفوذ کند و او را بکشد. دایانا دختری به نام ویکتوریا را دزدیده که تراویس روی او آزمایشات ژنتیکی انجام داده و قصد داشته تا او را به یک قاتل دیگر مانند 47 تبدیل کند. قاتلی که حتی بهتر از 47 خواهد شد و به همین دلیل ویکتوریا از ارزش بسیار بالایی برای سازمان برخوردار است. 47 خودش را به دایانا می رساند و او را از بین می برد، اما دایانا در آخرین لحظه های زندگی اش به 47 می گوید که باید از ویکتوریا مراقبت کند. 47 پس از اینکه متوجه می شود ویکتوریا نیز سرگذشتی مانند خودش داشته، تصمیم می گیرد از او دفاع کند و کسانی که به دنبال تصاحب این دختر هستند را از بین ببرند.                                                                               اتفاقات زیادی در طول بازی رخ می دهند و ویکتوریا توسط افراد دیگری دزدیده می شود که از ارزش این دختر باخبر هستند و قصد دارند با معامله او پول زیادی بدست بیاورند. 47 از اینجا به بعد هم با نیروهای آژانس و تراویس مبارزه می کند و هم باید خلافکارهایی را از بین ببرد که ویکتوریا را در اختیار دارند. در Absolution برای اولین بار مشاهده می کنیم که 47 بدون داشتن پشتیبان و مأموریتی از سوی آژانس دست به کارهایی می زند که تا کنون از او شاهد نبودیم. او اینبار با انگیزه شخصی به مبارزه می پردازد و به سراغ احساس و توانایی هایی می رود که در نسخه های قبلی از او ندیده بودیم. داستان واقعاً زیبا و درگیر کننده روایت می شود. کارگردانی خوبی برای داستان سرایی بازی صورت گرفته و با اتفاقات بسیار هیجان انگیز و درگیری های 47، بازیکنان به سرعت جذب داستان می شوند. شخصیت پردازی های بسیار خوبی را در بازی شاهد خواهید بود و حضور بازیگران مطرح هالیوود نیز باعث شده تا داستان رنگ و بوی دیگری به خودش بگیرد.

گرافیک

"بسیار زیبا و شگفت انگیز" وصفی است که درباره گرافیک این بازی می توان بیان کرد. آثار ارتقاء موتور Glacier به Glacier 2 در Absolution کاملاً مشهود است. محیط ها از جزئیات بسیار بالا و بافت های با کیفیتی برخوردار هستند. سازندگان به خوبی توانسته اند که تفاوت طراحی در مراحل بازی را به نمایش دربیاورند. در محله چینی ها با انبوه جمعیت مواجه هستید که به مدد موتور بازی هیچگونه مشکل پردازش در آن ها نیست و می توان گفت که این تکنیک یک نوآوری و پیشرفت در این نسل محسوب می شود. طراحی شخصیت های بازی نیز که دیگر جای خودش را دارد. کیفیت بالای شخصیت های بازی باعث شده که نمایش تازه ای از 47 و دشمنانش را شاهد باشیم.

البته باید متذکر شوم که سطح کیفی بخش های مختلف گرافیک، تا حدودی پایین تر از آن چیزی بود که IO در اولین نمایش از Hitman: Absolution نشان داد. مثلاً در آن دمو، سر تراشیده 47 بسیار گرد بود، اما در نسخه کنسولی این بازی می توانید چندضلعی های (Polygon) سر او را بشمارید و دیگر از آن صافی خبری نیست! کاملاً مشخص است که آن دمو توسط یک High-End PC ضبط شده بود. حتی لباس های 47 هم به آن اندازه که ادعا شده بود، دچار تغییرات داینامیک نمی شوند. استفاده از صورت هنرپیشه های مطرح هالیوود بجای شخصیت های بازی، زیبایی خاصی به آن بخشیده و این حس را بیشتر در بازی به وجود می آورد که شما در حال تماشای یک فیلم هستید.                                                                                             ضبط حرکات (Motion Capture) صورت شخصیت ها بسیار خوب بوده و انیمیشن های جالبی را در زمان بیان دیالوگ ها در صورت آن ها مشاهده می کنید. از طرف دیگر، طراحی لباس مأمور 47 نیز بسیار شگفت انگیز است. خیس بودن لباس ها و یا حرکت آب روی صورت 47 به خوبی قابل مشاهده است. جلوه های ویژه بازی مانند انفجارها، طراحی آتش و تخریب ساختمان های بزرگ نیز واقعاً خوب و بدون مشکل از کار درآمده اند. طراحی سلاح ها نیز از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است و هر سلاح با جزئیات بسیار بالایی طراحی شده است. نورپردازی خوب بازی، محیط های زنده و براقی را به وجود آورده است. سایه های بسیار خوب و نورهای داینامیک از قسمت های قابل توجه بازی به حساب می آیند. البته در برخی صحنه ها، وقتی 47 زیر نور قرار می گیرد، سایه ای از او وجود ندارد.

موسیقی/صداگذاری

بر خلاف نسخه های قبلی Hitman که آهنگسازی آن ها را جسپر کید (Jesper Kyd) انجام داده بود، در Absolution شاهد حضور 3 آهنگساز به نام های پیتر پیتر (Peter Peter)، پیتر کید (Peter Kyed) و توماس بارتشی (Thomas Bärtschi) هستیم. آن ها با همکاری یکدیگر کار خارق العاده ای را در آهنگسازی این بازی انجام داده اند. در Absolution موسیقی به روش بازی های معمول ساخته نشده و حالتی داینامیک دارد. بدین صورت که آهنگ ها بنا بر رفتار شما تغییر می کنند و ریتم های مختلفی به خود می گیرند. اگر قاعده مخفی-کاری را به خوبی رعایت کنید، آهنگ های ملایمی با استفاده از سازهای آرام می شنوید.

اما هر چه به سمت نا آرامی و حالت اکشن پیش بروید، آهنگ ها تنش زاتر و سازها خشن تر می شوند، تا حدی که صدای گروه کر هم در آن آمیخته می شود. باید گفت که IO در زمینه موسیقی بازی دست به اعجاز زده و ایده خامی را که زمانی بازی Tenchu 2: Birth of the Stealth Assassins در مورد موسیقی داینامیک بازی های مخفی-کاری مطرح کرد، پخته و احیا کرد. همچنین صداگذاری روی محیط بازی نیز در سطح بسیار خوبی قرار دارد. صداهای مختلفی را در محیط بازی خواهید شنید. صدای راه رفتن، صحبت کردن سربازان و افراد مختلف و یا صدای طبیعت و... به خوبی در بازی شنیده می شوند. با توجه به اینکه صداها در یک بازی مخفی-کاری از اهمیت بالایی برخوردار هستند، Absolution در این بخش بسیار موفق ظاهر شده است.                                                                         با صداهای مختلف می توانید سربازان را از مسیر اصلی منحرف و یا آن ها را غافلگیر کنید. صداگذاری روی سلاح ها نیز نیازهای بازی برطرف کرده و حس تیراندازی خوبی را به شما منتقل می کند. همچنین برای صداگذاری روی شخصیت های بازی از هنرپیشه های مختلفی استفاده شده و به نوعی در این بازی شاهد حضور ستاره های مختلف سینما هستیم که برخی از آن ها در کنار صداگذاری، در قسمت Mo-Cap نیز حضور داشته اند. از بین این بازیگران می توانیم به حضور اشخاصی مانند دیوید بیتسان (David Bateson) صداپیشه و بازیگر مأمور 47، کیت کارادین (Keith Carradine) صداپیشه شخصیت بلیک دکستر (Blake Dexter) و پاورز بوث (Powers Boothe) صداپیشه شخصیت تراویس اشاره کرد.

گیم پلی

گیم پلی Hitman: Absolution با تکیه بر استانداردها و استخوان بندی نسخه های گذشته توانسته خودش را با المان های جدیدتر نیز ترکیب کند تا بازیکنان در این بازی با تجربه ای فوق العاده روبرو شوند. مراحل بازی به شکلی طراحی شده اند که شما در آن ها آزادی عمل زیادی برای رسیدن به هدف مورد نظر خواهید داشت. می توانید از راه های مختلف خود را به مکان مورد نظر برسانید. این موضوع باعث شده که بازی روند خطی نداشته باشد و در حالیکه همه چیز مشخص است، بازیکنان آزادی عمل خوبی داشته باشند.  در انجام مأموریت ها باید همیشه با برنامه ریزی عمل کنید و دشمنان را با بررسی شرایط محیط از بین ببرید.

باید به این موضوع توجه داشت که برای از بین بردن دشمن، نگهبان دیگری در آن نزدیکی نباشد. اگر این موضوع را رعایت نکنید، سریعاً توسط آن ها شناسایی خواهید شد. از طرف دیگر 47 می تواند لباس هر کسی را که می کشد، بپوشد. بازی مجموعه شگفت انگیزی از انواع و اقسام لباس ها را پیش روی شما قرار می دهد. حتی ممکن است در یک مرحله با 5 تا 6 لباس مختلف روبرو شوید که می توانید آن ها را بر تن کنید. پس از اینکه سربازی را از بین بردید، باید سعی کنید که جسد او را در جایی پنهان کنید. در محیط بازی همیشه کمدها و صندوق هایی برای پنهان کردن اجساد وجود دارند. حتی خود شما نیز می توانید در آن ها پنهان شوید تا دشمنان شما را پیدا نکنند.

با آیتم های بسیار زیادی برخورد خواهید کرد که تعداد آن ها بسیار زیاد است. با پرتاب کردن این وسایل می توانید حواس نگهبان ها را پرت کنید و یا اگر آن شیء یک چاقو باشد، می توانید دشمن را به وسیله آن از بین ببرید. روند بازی به شکلی است که بازیکنان می توانند هم به صورت کاملاً اکشن و هم به صورت کاملاً خفی-کاری مراحل را سپری کنند. می توانید مراحل را بدون کشتن کسی و یا شلیک گلوله ای به پایان برسانید. مراحل به شکلی طراحی شده اند که می توانید اهداف مختلف را با راه و روش های مختلفی از بین ببرید. می توانید آن ها را با شلیک گلوله از بین ببرید که این کار اصلاً پیشنهاد نمی شود، چرا که درگیری بیشتری را برای شما به ارمغان خواهد آورد.

می توانید هدف مورد نظر را مسموم کنید یا مکان حضور او را با بنزین پر کنید و زمانی که هدف به آنجا رسید، آن مکان را آتش بزنید. می توانید اجسام بزرگ و سنگینی که در هوا قرار دارند را روی هدف مورد نظر بیندازید. مراحل بازی بسیار بزرگ طراحی شده اند و به همین دلیل اهداف شما نیز به مکان های مختلف آن مرحله می روند. در این حالت می توانید راه های مختلفی برای کشتن آن ها پیدا کنید. این موضوع یکی از امتیازهای بسیار خوب بازی به حساب می آید و یکی از المان هایی است که لذت چند بار بازی کردن Absolution را بیشتر کرده است. از دیگر قدرت های 47 قابلیتی به نام Instinct است.


47 به وسیله این قدرت می تواند دشمنان را از پشت دیوارها مشاهده کند، مسیر حرکت آن ها را بینید و مکان هدف اصلی و قسمت های مهم بازی را پیدا کند. با انجام دادن کارهای مختلف میزان Instinct شما بیشتر می شود و می توانید از آن بیشتر استفاده کنید. یکی دیگر از قدرت های 47 قابلیتی است که در زمان Instinct به وجود می آورد. این قابلیت Point Shooting نام دارد و به وسیله آن می توانید چند هدف را انتخاب کنید و با سرعت آن ها را از بین ببرید. این قابلیت در مکان هایی کاربرد پیدا می کند که می خواهید چند دشمن را سریع و بدون سر و صدا از بین ببرید. البته برای این کار بهتر است از سلاح های اصلی 47 استفاده کنید.

نتیجه گیری

نسخه جدید سری Hitman یک بازی فوق العاده زیبا و مملو از پیشرفت های نوآورانه است. Absolution یک دنباله موفق است که در این روزها کمتر می توان نمونه آن را پیدا کرد. ساعت ها گیم پلی هیجان انگیز به همراه گرافیک و موسیقی های بسیار زیبا، چیزی است که شما را به سمت خودش می خواند



نوشته شده توسط :arash arbabi
جمعه 3 آذر 1391-11:38 ق.ظ

سازندگان بازی Dead Island: Riptide به این موضوع اشاره کرده اند که این عنوان Dead Island 2 نخواهد بود که این یعنی بازی روند اکشن بیشتری پیدا کرده است. آن ها نسبت به موفقیت بازی Dead Island به خود افتخار می کنند و به همین دلیل سعی دارند تا در این نسخه چیزهای جدیدی به بازی اضافه کنند و آن را در قسمت های مختلف گسترش دهند. قابلیت های تازه ای که به این عنوان اضافه شده، می تواند خیلی از بازیکنان را سورپرایز کند و حتی افراد جدیدتری را نیز به سمت Riptide جذب کند.

البته می توان Riptide را به نوعی یک نسخه الحاقی نامید، چرا که المان های مشترکی میان آن و قسمت قبلی دیده می شوند و حتی شخصیت های نسخه قبلی و قدرت هایی که در اختیار داشتید، با Saveهای شما به بازی جدید منتقل خواهند شد. همچنین باید به این موضوع نیز اشاره کنیم که Riptide پس از پایان نسخه اول دنبال می شود. به طور قطع این بازی عنوانی برای طرفداران Dead Island است که نکات جدیدی در آن به کار رفته و چالش های تازه ای را در دنیای این بازی پیش روی شما قرار می دهد. به دلایل نامشخص، 4 شخصیت بازی به وسیله هلیکوپتر راهی این جزیره آلوده می شوند. در کنار اتفاقاتی که در نسخه قبل رخ داده، در Riptide ماجراهای دیگری پیش روی بازیکنان قرار می گیرند و آن ها را با مشکلات دیگری روبرو می کنند. در این بازی هر کدام از شخصیت ها با وقایع مختلفی روبرو می شوند.

می توانید جستجوی بیشتری انجام دهید و در محیط های جنگلی و سایر قسمت های بازی گردش کنید. حتی می توانید برخی از قسمت ها را با قایق طی کنید. در کنار اینکه قسمت های مختلف را بررسی می کنید، باید همیشه آماده برای فرار هم باشید. زامبی ها در تمام نقاط بازی دیده می شوند و می توانند شما را در آب نیز غافلگیر کنند. البته سرعت آن ها در آب کمتر می شود و شما می توانید سریعتر از آن ها حرکت کنید. روند گیم پلی بسیار متنوع شده و مأموریت های کوچک و مختلف بسیار زیادی در آن دیده می شوند. همچنین محیط های آبی در این عنوان نقش مهمتری را ایفا می کنند و انجام مأموریت های گوناگون که با در نظر گرفتن این موضوع طراحی شده، در نوع خود بسیار جالب خواهد بود. در Riptide با چند مکانیزم جدید روبرو خواهید شد که از جمله آن ها چند سلاح هستند که توانایی اجرای کارهای مختلفی را دارند و حتی روند گیم پلی را کمی به مد زامبی Call of Duty تبدیل می کنند.

برای مبارزه با آن ها می توانید از محافظ های مختلف استفاده کنید و محیط اطراف خود را به شکل های متفاوت ایمن کنید. می توانید برای ایمن نگه داشتن تیم خود از فنس استفاده کنید. همچنین باید محیطی که در آن مستقر می شوید را هر چند وقت، تعویض کنید و به جاهای دیگری بروید. بازی Riptide یک حرکت جالب برای Dead Island به حساب می آید. این بازی، نه یک دنباله است و نه می توان آن را به شکل کامل یک نسخه الحاقی دانست. هم المان های جدید در بازی وجود دارند و هم می توانید همچنان فاکتورهای گذشته را در آن مشاهده کنید. شخصیت ها مانند قبل هستند و هر کدام از آن ها دارای خصوصیت های ویژه هستند. همچنین رابط کاربری بازی به شکلی طراحی شده که می توانید از سلاح هایی که برای خود طراحی و شخصی سازی کرده اید، استفاده کنید. استفاده از Save نسخه قبلی، می تواند مهارت های شما را در این بازی افزایش بدهد و قابلیت های جدیدی را در اختیار شما قرا دهد.



نوشته شده توسط :arash arbabi
جمعه 3 آذر 1391-11:28 ق.ظ

به گزارش فارس، شرکت «یوبی‌سافت» (Ubisoft) سومین شرکت بزرگ تولید کننده بازی‌های ویدئویی در جهان، سری جدید از مجموعه بازی‌های ویدئویی «اسپلینترسل» (Splinter Cell) با نام «لیست سیاه» (Blacklist) را در جریان کنفرانس مایکروسافت در نمایشگاه 2012 بازی‌های ویدئویی E3 معرفی کرد.                              موضوع داستان این بازی که در مرز ایران و عراق اتفاق می‌افتد از این قرار است که کشورهای منطقه (ایران و عراق) که از سال‌ها جنگ و اشغال آمریکا در منطقه به ستوه آمده‌اند تمام منابع خود را برای دادن اولتیماتوم به آمریکا جمع می‌کنند و به آمریکا می‌گویند یا نیروهای خود را خارج کند یا با عواقبش روبرو خواهد شد و ما جنگ را به شما می‌دهیم.                            دولت آمریکا که منافع خود در منطقه را در معرض خطر می‌بیند جاسوس و مأمور ویژه خود به نام فیشر را به مرزهای ایران و عراق و کردستان اعزام می‌کند تا سرکرده تروریست‌ها را شناسایی و از بین ببرد. نکته قابل توجه در این بازی صحبت کردن برخی از شخصیت‌های بازی و حتی خود فیشر به زبان فارسی است و فیشر با نیروهای ایرانی نیز درگیر می‌شود.                        چندی پیش هم بازی میدان نبرد 3 روانه بازار شد که در آن نیروهای آمریکایی به تهران حمله می‌کنند. به نظر می‌رسد جنگ روانی و رسانه‌ای علیه ایران با تولید بازی‌های‌ویدئویی و فیلم‌های هالیوودی ضدایرانی وارد فاز جدیدی شده است.                              گفتنی است بنا به گفته سازندگان بازی ویدئویی لیست سیاه، این بازی در بهار 2013 برای کنسول‌های بازی X360، PS3 و PC منتشر خواهد شد.

نوشته شده توسط :arash arbabi
جمعه 3 آذر 1391-11:05 ق.ظ

با عرض سلام به دوستداران بازی wow اگر wow بازی میکنین بد نیست که این  بهتون بگم که wow بازی بسیار جزابی هست که خیلی از شماها نمیتوانید  ان را ول کنید. امروز من میخواهم یک server را بهتون معرفی کنم که تازه شروع به کار کرد و بعد نیست این را بدونید که خود من هم تو همون server بازی میکنم این server بسیار خوب هست که با کمک شما بتوانیم این server را بهتر کنیم این server شامل xp5 هست که با گذاشتن نظرسنجی xp ان را عوض کنیم
برای ساخت اکنت برای بازی بدونی هیچ (www)و(دامنه) این سایت را وارد میکنید(
http://79.175.160.175/)به این صورت که همین سایت ریلم server  79.175.160.175 هست  هرچه نظر دارید برای بزارید ممنون. این server در 3.3.5a هست

برای بهتر شدن سرور به ما رای بدهید.

رای دادن


نوشته شده توسط :arash arbabi
یکشنبه 29 مرداد 1391-04:12 ب.ظ

اغازی نو برای ماجراجویی کهنه کار
ماجراجوی بزرگ و مشهور که سال ها بازیبازان مختلف را در سرتاسر جهان به خود مشغول کرده بود
حال با چهره ای نو در غالب یک ریبوت بازگشته است تا ثابت کند همچنان ملکه ی ماجراجویی های بزرگ محسوب می شود.پس از اغاز نسل هفتم کنسول های بازی سری بازی Tomb Raider نیز همچون دیگر بازی های بزرگ نسل های قبل کنسول های بازی درخشش گذشته اش را از دست داد و از نظر بسیاری از بازیبازان و منتقدین, نتوانست مسیر موفقیت عناوین قبلی سری را بپیماید.از گیم پلی بازی گرفته که هیچ گونه نواوری نسبت به قبلش نداشت و مناسب بازی های نسل هفتم نبود تا طراحی های بصری و انیمیشن های بازی و همچنین بافت های محیط و کارکتر ها که هیچکدام کیفیت لازم و مورد نظر را نداشتند.استدیو ی سازنده ی بازی یعنی Crystal Dynamics که از سال 2006 و با ساخت Tomb Raider Legend شروع به ساخت این سری بازی کرده پس از ساخت Tomb Raider Underworld تصمیم گرفت تا این بازی را از یکنواختی در بیاورد و با استفاده از موتور گرافیکی ارتقا یافته ی خود به نام Crystal Engine که توسط خود استدیو ساخته شده بتواند بازی در خور و شایسته ی نام Tomb Raider را بیافریند.ساخت بازی در سال 2010 اعلام شد و از همان ابتدا توانست طرفداران لارا کرافت را به وجد اورد و برای همه روشن شدن که استدیو ی Crystal Dynamics از تمام قابلیت های خود استفاده کرده و با به کار گیری بیش از 1300 نفر کارمند خود برای ساخت بازی سعی در جبران مافات و اشتباهات گذشته اش دارد.استایل کلی بازی در ابتدا از نظر بسیاری از بازیبازان تقلیدی و برداشت شده از سری بازی Uncharted محسوب می شد ولی باید گفت که اینگونه نیستو در واقع این سری بازی Uncharted است که از این بازی الهام گیری کرده است.یادمان نرود که این ماجراجوی دنیای بازی های رایانه ای در سال 1996 خلق شد و پا به عرصه ی وجود گذاشت!یعنی بیش از 10 سال قبل از خلق سری بازی Uncharted.تغییرات ایجاد شده در بازی تنها به استایل کلی بازی محدود نمی شود و جزئیات بسیاری در آن نسبت به نسخه های قبلی تغییر کرده است.برای مثال صداگذار شخصیت لارا کرافت در بازی حال دیگر Keeley Hawes نیست و Camilla Luddington جای او را گرفته است.(همانطور که مستحضر هستید Keeley Hawes به مدت 4 سال و در بازی های Tomb Raider: Legend, Anniversary, Underworld و Lara Croft and the Guardian of Lightصداگذار شخصیت لارا کرافت بوده است.)حال لارا نسبت به قبل اسیب پذیر تر شده و می توان بهتر با او همزاد پنداری کرد.در پرداخت به کارکتر لارا سعی شده تا از حداکثر واقع گرایی ممکن استفاده شود.لارا بسیار نسبت به قبل حساس تر شده است.در تمامی تریلر هایی که به نمایش در امد بر عکس سایر بازی های ماجراجویی و حتی بازی قبلی این سری اب و هوای متفاوت بر نوع رفتار لارا و انیمیشن های او تاثیر گذار خواهد بود و لارا در شرایط محیطی متفاوت عکس العمل های متفاوت و جالب توجهی را از خود نشان خواهد داد.با استفاده از اشیاء موجود در محیط نیز میتوان دشمنان را از پای درآورد که در ادامهدرباره ی تمامی ان ها توضیحات کاملی را ارائه خواهیم نمود.علاوه بر تمامی این ها خود کارکتر لارا نیز نسبت به قبل تغییراتی را به خود دیده است.حال او شخصیتی بسیار انعطاف پذیر تر و همانطور که در قبل گفته شد واقع گرایانه تر دارد.این بازی به طور مستقل و در کنفرانس مایکروسافت در E3 سال جاری به نمایش در امد و بسیار نیز خوب ظاهر شد.در این پیش نمایش به بررسی نمایش این بازی در E3 2012 و نمایش کلی ان از ابتدای اعلام شدن ساختش و تغییراتی کلی که نسبت به نسخه های قبل داشته خواهیم پرداخت.بنابرین تا به پایان این پیش نمایش با ما همراه باشید.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط :arash arbabi
پنجشنبه 29 تیر 1391-10:55 ق.ظ

2011 آغاز شد اندک اندک این بازی سابقاً زیبا را به مسیر صحیح بازمی گرداند. عرضه PES2012 نوید بخش بازگشت کونامی به دوران شکوهمند گذشته بود و حالا نسخه 2013 که چند روزی از معرفی آن نمی گذرد قصد دارد استانداردهای شبیه ساز فوتبال را بالاتر ببرد.
وبسایت رسمی کونامی تحلیل نسبتاً جامعی از نسخه جدید PES و هر آنچه که باید در آن ببینم رو درج کرده که در اینجا خلاصه ای از مطالب رو براتون نقل می کنم.
توضیحات و تریلر PES 2013 در ادامه مطلب...

تحولات در بازی بر حول سه محور انجام گرفته که عبارتند از:
PES FullControl
Player ID
ProActive AI

همونطور که علاقه مندان سری بازی های PES در جریان هستن کونامی از شماره 2011 تصمیم گرفت آزادی عمل بیشتری به بازیبازا در خصوص کنترل بازیکنها و توپ بده که حاصل کار در مجموع رضایت بخش نبود ولی نوید روزهای بهتری رو در این سری بازی ها می داد.در نسخه 2012 این آزادی عمل کمی محدودتر شد در عوض بعضی عناصر بازی از جمله گیم پلی به تعادل رسیدن.
در نسخه 2013 قرار هست سیستم کنترل مانوال دوباره کامل تر بشه.به همین منظور کونامی عنصر شماره 1 رو معرفی کرده که خودش به چند قسمت تقسیم می شه:

1 - PES FullControl:
الف - Total Freedom of Control که به اختصار PES FC جدید نامیده می شه طرح مفهومی جدیدی از کونامی هست که قراره کنترل توپ رو بیش تر از انچه که در 2 شماره اخیر دیدیم در اختیار بازی بازا قرار بده.
ب - Dynamic First Touch این تکنیک روش دقیقی است برای حفظ و کنترل توپ و جهتی دهی به آن در شرایط مختلف با هر سرعتی .برای استفاده از این تکنیک فشردن دکمه R2 الزامی است.به عنوان مثال توپهای که باسرعت به سمت بازیکن می ایند را می توان با این روش کنترل کرد و به اصطلاح سرعت آنرا کشت.
ج - Full Manual Shooting and Full Manual Passing همونطور که از اسم این تکنیک پیداست کنترل کامل دستی در هنگام پاس دادن یا شوت زدن امکان پذیر شده.با این تکنیک حتی می توان زاویه و ارتفاء شوت رو انتخاب کرد.این تکنیک برای اولین بار در یک بازی شبیه ساز به کار خواهد رفت.برای بهره وری از این تکنیک نیاز به تمرین و ممارست زیادی خواهد بود.
توضیح اینکه این تکنیک کمی عجیب و غیر معقول به نظر می رسه مگر اینکه کونامی این ایده رو به خوبی پرداخت کرده باشه.
ر - Dribbling در این تکنیک سرعت حمل توپ و اجرای تکنیک ها تغییر کرده و با استفاده از کلید R2 می شه سرعت دریبلینگ رو کم یا زیاد کرد این تکنیک حتی دست بازیباز رو در اجرای تکنیکهای مختلف باز می گذاره.یکی از قابلیتهای این تکنیک ایجاد محافظ برای توپ هست بدین ترتین که بازیکن با استفاده از قدرت بدنی حفاظی رو برای توپ ایجاد می کنه و ضرب بازی رو کی گیره تا هم تیمی ها بتونن در فضای باز جایگزین بشن.دریبل 360 درجه هم هست و فراموش نشده.
د - Full Manual One-Two اینم تکنیک یک و دوی دستی.بازیکن شماره دو به هرجهتی می تونه بره و جنبه تاکتیکی رو افزایش بده.
ذ - Response Defending افزایش کیفیت گیم پلی در بخش تهاجمی نیازمند عناصر خنثی کننده ای در بخش دفاعی هم هست تا تعادل رو در سراسر بازی برقرار کنه.با فشردن کلیدهای R2+X از ضرب هجومی تیم رقیب کاسته می شه.فشردن دوباره دکمه X بحث دفاعی رو تشدید می کنه.کنترل 360 درجه هم توپ ربائی رو به ارمغان میاره و توانائی های کاراکترها هم برنده شدن برسر توپ در نبردهای تن به تن رو تسهیل می کنه.
ه - Goalkeepers کابوس رفتارهای ناهنجار دروازه بانها در نسخه های ماقبل 2012 بازیبازها رو رها نمی کرد.در نسخه 2012 وضعیت خیلی بهتر شد اما قرار در این نسخه شرایط بهتر هم بشه.مشکل کند بودن دروازه بانها با اضافه شدن شاخص قدرت قراره حل بشه و محل ارسال توپ توسط دروازه بان هم ممکنه مشخص بشه.

2 - Player ID:
الف - Player Individuality بازیکنان مشهور بواسطه چهره ها ،امضاهای افتخاری(!!!!) ،مهارتها و حق ها شون شناخته خواهند شد.خلاصه قراره همه خصوصیاتشون مثل خودشون باشه.از جمله شکل وشمایل ،دویدن،شوت زدن خوشحالی کردن و ....حتی می تونه متفاوت هم باشه.
ب - Individuality to Goalkeepers
توانائی های دروازه بانها با استفاده از انیمیشنهای جدید و استیل بازیشون ارتقاء پیدا کرده عکس العملهای جدید و نجات دروازه (SAVE) های جدید هم وجود دارن.

3 - ProActive AI:
الف - Balance of Play تیم سازنده در هناگم ساخت بازی رابطه نزدیکی با فنهای بازی داره تا بتونن گیم پلی بازی رو از ریشه واقعی تر کنن.این تکنیک روشی برای به تعادل کشوندن عناصر بازی نظیر سرعت و غیره است.
ب - Tactical Precision این تکنیک روشی است برای بالانس کردن خطوط مختلف بازی از جمله خط دفاع با خطوط جلوئی و حمله.کلا برای سازماندهی خطوط یه تیم به کار می ره و موجب می شه که آرایش بهتری دفاعی شکل بگیره و حتی بحث پرسینگ هم به بالاترین سطح خودش برسه
ج - Enhanced Goalkeepers بحث پیشرفت دروازه بانها بیشترین رای رو در رای گیری از هوادارها به دست اورد.مشکلات بازی های قبلی در بخش هوش مصنوعی دروازه بانها و فشار هوادارا برای رفع مشکل سرانجام تیم سازنده رو وادار کرد برای رفع این مشکل از دروازه بان های واقعی کمک بگیرن تا بتونن مشکلات دروازه بانها و هوش مصنوعی نه چندان خوبشون رو ارتقاء بدن.یکی از این مشکلات ارسال بد دروازه بان در هنگام ضد حمله و خروج از فشار بود که منجر به ارسال توپ به منطقه ای امن در نسخه 2013 شده.عکس العملشون بهتر شده و خطوط دفاعی رو هم بهتر می تونن آرایش کنن.
د - Better connectivity and atmosphere صدا گذاری بازی به مراتب بهتر شده و شباهت خیلی زیادی با حال وهوای استادیوم ها پیدا کرده.

منبع: KONAMI-PES2013.COM

» توضیحات دیگر + دانلود تریلر
در PES 2013 تغییرات زیادی انجام شده است از جمله آن می توان به تغییرات فیزیکی و گرافیکی بازی و همچنین به کنترل کامل بر روی‌بازی، خصوصیات بازیکنان و هوش مصنوعی تعاملی حرفه‌ای اشاره کرد.

تاریخ انتشار و دانلود تریلر و دیگر مشخصات و اطلاعات بازی PES 2013 :
در PES 2013 همانند دو شماره گذشته، شاهد تمرکز بیشتری برو روی دستی و غیرخودکار شدن حرکت‌ها در طول بازی خواهیم بود. در این عنوان هم کنترل کامل توپ، بازی تک‌ضرب، پاس دادن و شوت زدن، دریبل، یک و دو ، بازی با دروازه‌بان و دفاع متقابل کاملا به‌صورت دستی و آزادانه توسط بازیباز انجام خواهد شد. این کنترل کامل علاوه بر بالا بردن دقت و واقع‌گرایی بازی، با سخت‌تر کردن کار بازیباز هیجان بازی را بلاتر می‌برد.
خصوصیات و قابلیت‌های فردی بازیکن‌ها و دروازه‌بان‌های معروف هم در بازی به‌طرز محسوسی قابل تشخیص خواهد بود، از نحوه حرکت و استایل بازی آنها گرفته تا خصوصیات ظاهری و خوشحالی بعد از گل.
پیشرفت هوش مصنوعی بازی علاوه بر بازیکنان، در حفظ تعادل بازی، دقت تاکتیکی و سازمان‌دهی تیم‌ها و واکنش دروازه‌بان‌ها هم تاثیر قابل توجهی گذاشته است.
اولین تریلر منتشر شده از PES 2013 شامل رقابت رونالدوی واقعی با نسخه‌ی شبیه‌سازی شده‌ی خودش در بازی است!
تاریخ انتشار رسمی که توسط کنمامی اعلام شده است اول سپتامبر یا اواسط شهریور ماه ۱۳۹۱ خواهد بود و دوستداران این بازی تا آن زمان باید منتظر بمانند.
البته به زودی نسخه اولیه و محدود قابل بازی کردن این سری منتشر خواهد شد.

سیستم مورد نیاز این بازی برای PC:
System: XP , Vista and Windows 7
CPU: Intel Core 2 Duo 1.8 GHz or equivalent AMD processor
RAM: 1 GB or more
Graphic Card: Nvidia Geforce 6300 or ATI Radeon x1200 or Intel HD graphics 300
Sound: Any sound card which supports DirectX 9.0
Direct X: Direct X 9.0 or more
Reso


نوشته شده توسط :arash arbabi
شنبه 20 خرداد 1391-08:16 ب.ظ

آدم ها تغییر کرده اند. آنها دیگر به دنبال مقام و منصب نیستند بلکه به دنبال طعمه ای هستند تا با شکار آن شکم خود را سیر کنند و حتی از گوشت و خون هم نوع خود نیز در این دنیای مرده نمی گذرند. دنیایی که حال تبدیل به خرابه هایی شده که زیر توده های گرد و خاک مدفون است و حتی نور خورشید در میان ظهر به سختی از لابه لای هوای غبار آلود و مهلک آن دیده می شود. زندگی دیگر از این محیط رخت بسته، همان طور که انسانیت نیز به فراموشی سپرده شده است. با این وجود من زنده ام و به امید پیدا کردن شما به راه خود ادامه می دهم.
I Am Alive ساخته جدید Ubisoft Shanghai پس از گذر از مسیری پر پیچ و خم در مرحله تولید و مدتی تاخیر نسبت به نسخه XBL که چند هفته پیش منتشر شد، حال بر روی شبکه PSN منتشر شده است و در ادامه باید دید که تا تا چه مقدار توانسته درون قلب گیمرها جا بگیرد و تا کی قرار است در ذهن ها زنده بماند . پس از معرفی بازی با نمایش CG مجذوب کننده ای از سوی Darkworks در جولای 2008 و ایده هایی که همراه آن به ذهن خلاق گیمرها جاری شد و حضور احتمالی جید ریموندی که با ساخت Assassin’s Creed اعتماد طرفدران را به خود جلب کرده بود همه چیز آماده و محیای عنوانی در خور توجه بود و همه منتظر بودند که اولین نمایش بازی را به نظاره بنشینند . از قرار معلوم یوبی سافت نقشه های دیگری در سر داشت که چندان با برنامه های ما و طرفداران بازی همخوانی نداشت. در مرحله اول حضور ریموند تکذیب شد . تاخیرهای مکرر برای ارائه اخباری در مورد مراحل تولید و غیبت Darkworks در نمایشگاه های مختلف باعث شد که گمانه زنی ها در مورد وضعیت بازی شدت بگیرد. پس از گذشت دو سال از تاریخ انتشار بازی تیم سازنده اعلام کرد که دیگر روی I Am Alive کار نمی کند و وظیفه تولید بازی را به عهده Ubisoft Shanghai گذاشته است. از اینجا بود که کم کم امیدها نسبت به بازی کم رنگ شد و تاخیر های مکرر در انتشار بازی و تایید یوبی سافت مبنی بر انتشار بازی به شکل دانلودی طرفدران بازی را بیش از پیش سرخورده کرد. بالاخره اواخر سال 2011 تاریخ انتشار بازی مشخص شد که با یک تاخیر چند ماهه چشم ما به جمال آدام و خرابه های هیونتون روشن شد.   آدام شخصیت اصلی بازی است که به مانند اکثر داستان های این چنینی پس از زلزله ای بزرگ به دنبال تنها دارایی که برایش باقی مانده و البته گرانبهاترین آنها یعنی همسر و تنها فرزند خود راهی خیابان های شهر هارنتون مکانی خیالی واقع در ایالات متحده می شود. بازی بدون مقدمه با آدام در میان خرابه های شهر آغاز می شود . یک سال از این حادثه مخوف گذشته و این به این معنااست که آدام یک سال در تلاش بوده که به نحوی خود را به خانواده خود برساند. طبق معمول خبری از ماری و جولی همسر و دختر آدام در خانه نیست و تنها سرنخ آدام از محل کنونی آن ها پیغامی است که یکسال قبل برای او به جا گذاشته اند. در ادامه داستان آدام با دختری آشنا می شود که بی کس و بی پناه در خیابان به دنبال مادر و پدرخود میگردد و آدام تلاش می کند که او را به خانواده اش برساند. داستان از داخل دوربین هندی کم آدام روایت می شود. دوربینی که قرار است در تمامی مراحل بازی شما و آدام را همراهی کند و داستان سفر پر پیچ و خم او ار به تصویر بکشد. نحوه روایت داستان و استفاده هوشمندانه تیم سازنده از زوایه دوربین و نحوه تعامل کاراکتر های بازی با آن باعث میشود که داستان بخوبی بیننده را بدرون خود بکشد و به واقعی تر شدن آن کمک بسزایی کند. باوجود تکراری بودن داستان، فضاسازی بسیار خوب آن در کنار صداپیشه های حرفه ای مانند Elias Toufexis که کار او را به عنوان بازیگر قبلا در سریال هایی مثل Smallville و Supernatural و به عنوان صدا پیشه در نقش Adam Jensen در بازی Deus Ex: Human Revolution دیده ایم باعث شده که در زمینه روایت و داستان پردازی I Am Alive در سطح بالایی از کیفیت قرار بگیرد.   طوفان گرد و خاک خرابه های شهر هیونتون را زیر احاطه خود قرار داده است به شکلی که قدم زدن بر روی زمین در برخی از مناطق شهر غیر ممکن است. علاوه بر کمبود آب و غذا و نیاز های حداقلی بشر برای زندگی، پیدا کردن مکانی امن و دور از گرد و خاک مشکلی است که زندگی را برای انسان ها سخت تر کرده است. با قدم زدن در کوچه و خیابان های شهر و مترو های زیر زمینی با بازماندگان و افرادی آشنا می شوید که به شما کمک می کنند و منابع غذایی محدود خود را با شما تقسیم می کنند و یا از شما کمک می طلبند و اگر به آنها کمک کنید اطلاعاتی در مورد همسر و فرزند آدام به او می دهند و امید او را به دیدن دوباره آن ها بیشتر می کنند. این فقط ظاهر سفید و روشن بازی است. در صفحه سیاه و تاریک آن انسان ها در مواجهه با آدام به سبک دیگری عمل می کنند. آن ها به جای کمک به هم نوعان خود فقط و فقط به خود فکر می کنند و با مشاهده هر انسانی به شکار منابع غذایی و مهمات او می روند. آن ها به حدی محیط را نا امن کرده اند که باعث شده برخی از انسان ها خود را از دیگران جدا کنند و به محض اینکه بسوی آن ها می روید با دید منفی شما را تهدید به عقب نشینی کنند و با اینکار از آسیب ها و ضرر های احتمالی پیشگیری کنند. در این بین بازی شخصیت شما را با قرار دادن انتخاب هایی در بین راه محک می زند و باعث می شود که شما خود را در قسمت هایی از بازی جای آدام قرار دهید که آیا می خواهید به دیگران کمک کنید در حالی که از شما عاجزانه درخواست کمک دارند و یا آنها را به حال خود رها می کنید ویا اینکه تا این حد خویشتن دار هستید که وقتی به شما قسمتی از منابع غذایی شخصی پیشنهاد می شود به مقدار باقی مانده نیز طمع نکنید و آیا شما نیز در زمانی که منابع غذاییتان به اتمام رسیده مانند مزدوران به جان مردم میفتید و دار و ندار آن ها را غارت می کنید یا اینکه از کنار آنها عبور کرده و به سفر خود با تحمل مشکلات ادامه میدهید؟ همان طور که گفته شد این انتخاب ها تاثیری بر روی داستان یا شخصیت آدام نمی گذارد بلکه این فقط وجدان شما است که مورد آزمایش قرار می گیرد.  آدام برای عبور از خرابه های شهر باید از در و دیوار بالا برود و به هر زحمتی که شده خود را به مقصد مورد نظر خود برساند. این قسمت شامل انواع و اقسام مراحل پلتفرمینگ است که شباهت های زیادی به قسمت های پلتفرمر Uncharted دارد با این تفاوت که آدام یک کارمند معمولی است که تا قبل از این اتفاق فعالیت های بدنی بسیار کمی داشته و بدن ورزیده و سریع نیتن دریک را ندارد. به همین دلیل در هنگام بالا رفتن از موانع انرژی آدام و خط استقامت او لحظه به لحظه در حال کم شدن است و حتی یک پرش می تواند مقدار زیادی از قدرت او را تخلیله کرده و او را در موقعیت سقوط قرار دهد. پس قبل از انجام هر گونه فعالیت سنگین نیاز است که با مشخص شدن مسیر حرکت نیروی مناسب این مسیر را در بازوان خود ذخیره کند تا بتواند پیش از به اتمام رسیدن انرژی به سطح صاف و باثبات برسد و دوباره نفس گرفته و به مسیر خود ادامه دهد. او می تواند از منابع غذایی که در کوله پشتی خود دارد استفاده کند تا انرژی از دست رفته را تا اندازه ای که او را به ایستگاه بعدی برساند جبران کند و یا از وسایلی مثل میخ آهنی استفاده کند و با فرو کردن آن در دیوار و انداختن وزن خود بروی پاها اندکی به بازو های خود استراحت دهد. محدودیت های بدنی آدام باعث شده است که علاوه بر مدیریت منابع انجام هر یک از قسمت های پلتفرمینگ بازی نسبت به عناوین مشابه از جذابیت بالاتری برخوردار باشد و به مانند یک پازل بازیکن را به چالش بکشد. مشکل اینجاست که کنترل بازی ممکن است در هنگام حرکت ها مشکل ساز شود و به دلیل اهمیت بالای لحظه ها با واکنش های اشتباه باعث شود که چندین بار یک قسمت را تکرار کنید که البته تعداد تکرار ها نباید از 3-4 بار تجاوز کند وگرنه مجبورید که کل مرحله را از اول شروع کنید . از طرفی محیط های سیاه و سفید و خاکستری بازی مزید بر علت شده و با مخفی کردن محل های قابل عبور، کار را برای شما سخت تر می کند. خرابه های هیونتون در ظاهر مکانی فوق العاده خطر ناک برای عبور و مرور است ولی غیر از سقوط ناشی از اتمام خط استقامت هیچ گاه احساس خطر نخواهید کرد چرا که آدام عملا از سقوط از لبه پرتگاه ها مصون است. با وجود اینکه هیونتون شهر بزرگی نیست ولی تیم طراحی به خوبی از پتانسیل این شهر استفاده کرده است که شباهت های زیادی به کارهای سایلنت هیل دارد و حتی نوع استفاده از نقشه بازی نیز کاملا شبیه این بازی است.      بخش دیگر بازی که بخش اعظمی از آن را تشکیل میدهد مقابله با افراد خبیث هیونتون است. سیستمی که I Am Alive در این بخش معرفی می کند مانند بخش پلتفرمینگ بی رحم و واقعی است و در صورت تعلل در واکنش ممکن است عرض یک یا دو ثانیه آدام را نقش برزمین ببنید. قبل از مقابله با دشمن باید حساب تعداد تیر ها و اسلحه های خود را داشته باشید که بیگدار به آب نزنید. دشمنان اکثر اوقات به شکل دسته ای عمل می کنند و سردسته آنها برای محک زدن شما به طرف شما می آید. در زمانی که او در حال قدم زدن و رسیدن به شما است باید وضعیت همدستان او را بسنجید و در لحظه رسیدن او با یک حرکت سریع کار او را یکسره کنید و به نقشه خود برای از بین بردن باقی تیم بپردازید. در صورتی که یکی از آن ها سلاح گرم بهمراه داشته باشد باید نبرد خود را با از بین بردن اون آغاز کنید چرا که با دیدن سلاح گرم در دستان شما به سرعت به طرفتان شلیک می کند و ممکن است با یک با دو تیر آدام را بکشد. در این بازی قرار نیست که افراد را به رگبار ببیندید بلکه یک تیر ناقابل در سر، کافی است که از شر آن ها خلاص شوید. به همین خاطر باید از مهمات فوق العاده محدود خود حداکثر استفاده را ببرید و با دقت زیادی دست به اسلحه ببرید چرا که به تیر های اسلحه در مقابله های بعدی نیاز دارید و نمی توانید تمام تیر های خود را با هدشات کردن تک تک افراد یک گروه به اتمام برسانید. با از بین بردن افراد مسلح و احتمالا خالی شدن هفت تیر باید شروع به تهدید افراد باقی مانده کنید در صورتی که کار تهدید به درازا بیانجامد آن ها از خالی بودن اسلحه شما با خبر شده و با چاغو های تیز خود به سرعت به طرف شما حمله ور می شوند. کاری که باید انجام دهید این است که آن ها را متقاعد کنید که اسلحه شما پر است و جدیت خود را در عمل نشان دهید. بهمین منظور اگر تیری در داخلی اسلحه شما مانده می توانید کسی که دیگران را ترغیب به حمله می کند بکشید و با اینکار بقیه را کاملا از خود بترسانید و یا با تهدید یکی از آن ها به کنار آتش با یک لگد او را به داخل آتش پرت کنید و نفر بعدی را به داخل چاله بیاندازید و افراد دیگر که از ترس تسلیم شده اند را با یک ضربه محکم به سر بی هوش کنید. پیروزی در مبارزات بستگی به سرعت عمل شما و استفاده هر چه کمتر از سلاح گرم دارد و اگر به این دو توجه کنید هیچ گاه دچار مشکل نخواهید شد. بازی قدرت انتخاب بسیار خوبی برای مقابله با دشمنان در اختیار بازیکن قرار می دهد به شکلی که در برخی از مراحل با یک اسلحه خالی می توانید با بلوف زدن از میان دشمنان عبور کنید. مهمات کم و اضافه شدن تیر و کمانی که تنها یک تیر دارد و دشمنانی که جلیقه های ضد گلوله به تن کرده اند و از اسلحه شما هراسی ندارند در کنار نوع واکنش هوش مصنوعی به حرکات شما باعث شده که مبارزات همیشه تازه و نو به نظر برسند و هر کدام تجربه خاص خود را داشته باشند. تنها نکته ضعیف این قسمت مربوط می شود به حافظه افراد چرا که به سرعت آن ها فراموش می کنند که با شما یک بار ملاقات داشته اند. به عنوان مثال اگر از دشمنی که از حمله به طرف شما منصرف شده عبور کنید و مقداری دور شوید و سپس دوباره به آن محل رجوع کنید او کاملا رویارویی قبلی را فراموش کرده و باید دوباره با او به مقابله بپردازید . این موضوع در مورد شخصیت های دیگر بازی نیز صدق می کند. مثلا اگر به فردی که شما را یک بار دیده و شما را شناخته است پس از چند ثانیه دوباره رجوع کنید می بینید که دوباره همان سوال های اولیه را از شما می پرسد.     I Am Alive عنوانی است که موفقیت آن متکی به اتمسفر و فضای مرده و بحران زده و نوع طراحی تیم گرافیکی و هنری کار در شکل دهی این محیط است که با ترکیب موسیقی زیبایی که حس غم و اندوه و دلهره و در عین حال امید را در بیننده به وجود می آورد ترکیبی را ایجاد کرده که بدون آن بازیکن هیچ گاه احساسی را که باید در هنگام بازی کردن آن بدست بیاورد تجربه نخواهد کرد. Ubisoft Shanghai به خوبی از عهده بخش گرافیکی بازی برآمده است و به عنوان یک بازی دانلودی گرافیک بازی از لحاظ فنی نیز با چشم پوشی از برخی مدل سازی های بد و صورت های نه چندان دلچسب شخصیت ها هیچ کم و کسری ندارد که در کنار گیم پلی که با این فضا همخوانی لازم را دارد باعث شده که به عنوانی بسیار خوب و لذت بخش تبدیل شود و گیمر خود را تا انتهای بازی بهمراه آدام درون فضای خاکستری و آشفته آن احساس کند و برای زنده ماندن از تلاش دست برندارد. بدون هیچ شک و تردیدی I Am Alive را به همه دوستاران این سبک پیشنهاد می کنیم.
  سازنده : Ubisoft Shanghai
سبک بازی : Fantasy Action Adventure
ناشر : Ubisoft
زمان انتشار بازی : انتشار شود
سایر پلتفرم ها : X360


نوشته شده توسط :arash arbabi
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391-01:38 ب.ظ

از عزیزانی که از این وبلاگ دیدن نمودند.                                                                             خواهشمند است رای و نظرات خود را اعلام کنند

                                                                                               با تشکر     GAMELAST



نوشته شده توسط :arash arbabi
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391-01:35 ب.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



نوشته شده توسط :arash arbabi
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391-01:17 ب.ظ

بهترین سرور برای بازی WOWاگر مخواهد سروری با LAG کم و GAME عالی داشت باشید به سروریhttp://wrath.ir/ سری بزنید 1 بار امتحان یک عمر بازی کردن



نوشته شده توسط :arash arbabi
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391-07:28 ب.ظ











  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  

Pichak go Up

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس